داشتند از هم کاملاً متمایز بود.
در بحث از این که چگونه می توان از خاطرات اولیه در مشاوره و روان درمانی استفاده کرد، باید اذعان داشت که افراد می توانند مشاغلی را انتخاب کنند که به آنها کمک کند تا شیوه زندگی شان را مشخص کنند. بنابراین شیوه زندگی می تواند از خلال خاطرات اولیه شناخته شود.
در کاربرد نظریه روان شناسی انفرادی در طرح ریزی شغلی کودکان باید گفت که چون شیوة زندگی را منظومه خانواده و تجارب اولیه فرد در خانواده مشخص می کند بنابراین نقش والدین در شکل دادن به شیوة زندگی کودک انکار ناپذیر است و چون افراد مشاغلی را برمی گزینند که در آن شیوه زندگی خود را به اجرا در آورند پس والدین نقش بی چون و چرایی در انتخاب شغل آینده کودک دارند. آنچه امروز بیش از پیش آشکار شده این است که والدین نقش انکار ناپذیری را در طرح ریزی شغلی کودکان شان بر عهده دارند.

2-1-3 نظریه خصیصه-عامل
در نظريه خصيصه-عامل اعتقاد بر آن است که بايد خصوصيات فرد (توانايي ها، رغبت ها و محدوديت ها) را شناخت و آنها را با مشاغل مناسب سازش منطقي داد. در اين نظريه از آزمون هاي رواني زياد استفاده مي شود. نظريه خصيصه-عامل اولين و قديمي ترين نظريه در زمينه انتخاب شغل است و فرانک پارسونز از رهبران سرشناس اين نظريه است. بر اساس اين نظريه بايد به افراد کمک شود تا خود را بطور کامل در ابعاد مختلف به خوبي بشناسند، سپس با استفاده از ابزار و وسايل مناسب مشاغل را شناسايي کنند و در نهايت با توجه به ويژگي هاي خود، شغل مناسبي را انتخاب کنند (شفيع آبادي، 1388: 153).
پيتربلاو معتقد است که توانايي‌ها و خصوصيات شخصيتي فرد و مقتضيات اقتصادي جامعه در دوران مختلف بر انتخاب فرد اثر مي‌گذارد. فرد به سنجش توانايي‌هاي خود از يکسو و مقتضيات اجتماعي و اقتصادي جامعه از سوي ديگر مي‌پردازد و با توجه به پاداش‌هاي دريافتي از شغل و هزينه‌هاي صرف شده براي آن به انتخاب دست مي‌زند (پاوالکو10، 1974 : 47).
پاوالکو اعتقاد دارد که انتخاب شغل امري تصادفي و اتفاقي است. فرد جهت معيني براي انتخاب شغل در سر ندارد و در واقع دچار سرگرداني است. فرد به شغل‌هايي وارد مي‌شود که برحسب تصادف به روي او گشوده شوند (پاوالکو، 1974 : 49).
2-1-4 نظریه گینزبرگ11 :
گینزبرگ معتقد است که انتخاب حرفه، مرحله ای تکاملی است که متأثر از تجربه های گذشته، ارزش ها، علایق، توانایی ها و دانایی های فرد است و برای انتخاب شغل، سه مرحله را باید برشمرد:
1. مرحله رؤیایی: این مرحله تا سن یازده سالگی ادامه دارد و مربوط به آرزوها و رؤیاهای این دوران است. در این مرحله، کودک، نقش بزرگسالان را تقلید می کند، به گونه ای که این نقش ها در بازی های وی منعکس است.
2. مرحله آزمایشی: این مرحله از یازده سالگی تا هفده سالگی ادامه دارد. انسان در این مرحله از زندگی، سعی می کند آرزوها و تمایلاتش را به مرحله آزمایش بگذارد، و بدین ترتیب با مشکلات، موانع و واقعیت های شغل مورد نظر خود، کم و بیش آشنا می شود.
3. مرحله واقع بینی: این مرحله از سن هفده سالگی به بعد است. فرد بر اساس مراحل قبلی و تجربه های پیشین، علایق واقعی خود را کشف می کند و به انتخاب شغل می پردازد (میردریکوندی، 1385)
بهطور خلاصه آنچه که از نظریه گينزبرگ درباره فرآيند انتخاب شغل میتوان استنباط نمود به شرح ذیل است : انتخاب شغل رفتار آگاهانه‌اي است که فرد در آن هدف‌هاي شغلي آينده خود را تعيين مي‌کند و سپس امکان نيل به هدف‌هاي تعيين شده را با توجه به واقعيات جسماني، رواني و اجتماعي مورد سنجش و ارزيابي قرار مي‌دهد. در صورتي که بين هدف‌هاي تعيين شده و واقعيات همخواني وجود داشته باشد انسان فعاليت خود را براي رسيدن به آن هدف‌ها مشخص مي‌سازد. بنابراين وي معتقد است که انتخاب شغل فرآيندي است که در طي دوره معيني انجام مي‌پذيرد. اين دوره قابل بازگشت نيست. مسير تکاملي انتخاب شغل سه مرحله دارد که شامل مرحله رويايي (4 تا 5 سالگي)، مرحله آزمايشي (11 تا 18 سالگي)، مرحله واقع بيني (18 تا 24 سالگي) مي‌باشد. مرحله آزمايشي که 11 تا 18 سالگي را دربر مي‌گيرد در آن جوانان به خودکاري پرداخته، به دنبال يافتن مشاغلي هستند که احتمالاً در آينده به آن‌ها



قیمت: تومان