خودآگاه، علاقه مند به رشد شخصی، کم توجه به عقاید دیگران و علاقه مند به ارضاء توانائی های بالقوّه خود.
مازلو عقیده داشت که این نیازها مشابه غرایز انسانی هستند و نقش عمده ای در رفتار انگیزشی دارند. نیازهای فیزیولوژیکی امنیتی، اجتماعی و احترامی به نام نیازهای کمبود یا نیازهای کاستی هستند، به این معنی که این نیازها به دلیل محرومیت به وجود می آیند. برآورده کردن این نیازهای سطح پائین تر به منظور اجتناب از احساسات یا پیامدهای ناخوشایند اهمیت دارد. مازلو بالاترین سطح هرم نیازها را نیاز رشد می نامد. نیازهای رشد به دلیل کمبود یا محرومیت از چیزی به وجود نمی آیند بلکه زائیده تمایل رشد از سوی یک فرد هستند.
سلسله مراتب نیازهای مزلو غالباً به صورت یک هرم نشان داده می شود. در سطوح پائین تر هرم، ابتدائی ترین و پایه ای ترین نیازها و در بالاترین سطح هرم، نیازهای پیچیده تر قرار دارند (توسلی، 1375: 138).
در جمع بندی نظریه مازلو باید گفت براساس تئوري مازلو، نيازهاي انسان در يک سلسله مراتب اهميت طبقه‌بندي مي‌شوند که از پايين‌ترين آنها يعني نيازهاي فيزيولوژيکي آغاز شده و به ترتيب در رديف‌هاي بالاتر نياز به تأمين، نياز به عشق و محبت يا نيازهاي اجتماعي، نياز به احترام و سرانجام نياز به خوديابي مي‌رسد (هيکس2، 1368 : 64). اين سلسله مراتب يا زنجيرۀ رضايتمندي، بيان کنندۀ اين مفهوم بنيادي است که تا آن هنگام که فوري‌ترين نيازها ارضاء‌ نشده ميزان غلبۀ نيازهاي ديگري بر روي فرد به مراتب کمتر است. در رابطه با شغل، افرد در ابتدا سعي مي‌کنند آرزوها و آيندۀ شغلي خود را طوري تعيين کند که نيازهاي اساسي و ضروري خود را فراهم کند و بعداً به مراحل بالاتر که در آيندۀ شغلي خود تصور دارد به آن برسد (آتکينسون3، 1368 : 386).
2-1-2 نظریه روان شناسی انفرادی شفیع آبادی:
اشتغال موفقیت آمیز یکی از نیازهای اساسی بشر در طول زمان بوده و هست. انسان از طریق کار کردن علاوه بر ارضای نیازهای مادی، نیازهای پیوندجویی4، تعلق اجتماعی5 و نیاز به عزت نفس6 خود را برآورده می کند. برخی از نظریه های انتخاب شغل انسان را موجودی مختار و با اراده می دانند که با آگاهی کامل از اهداف و شیوه زندگی و مهارت های تصمیم گیری7 دست به انتخاب شغل می زند (شفیع آبادی، 1381: 128).
شفیع آبادی (1381) در نظریه خود با عنوان روانشناسی انفرادی و انتخاب شغل معتقد است انتخاب شغل فرآیندی تکامل، فعال، هدف جویانه و چند بعدی است که در نتیجه تعامل بین خویشتن پنداری، ارضای نیازها و تصمیم گیری حاصل می شود. خویشتن پنداری قضاوتی است که فرد در زمینه های موفقیت، ارزش ها، توانایی ها، اهمیت و اعتبار فردی دارد. وی بر نقش اهداف، شیوة زندگی، نیازها و تصمیم گیری تأکید زیادی دارد.
نیازها به سه نوع تقسیم می شوند که عبارتند از: نیازهای جسمانی، نیازهای روانی و نیازهای اجتماعی. ارضای نیازها یکی از ابعاد شیوة زندگی و فیزیکی از عوامل تعیین کننده نوع رفتار می باشد. یکی دیگر از ابعاد لاینفک شیوه زندگی که در انتخاب شغل مؤثر است تصمیم گیری می باشد. بررسی ساده ترین تا پیچیده ترین وقایع زندگی معلوم می دارد که تصمیم گیری عملی خلاق و فعال است که بدان وسیله فرد به انتخاب راه حلی مناسب موفق می شود و مشکلی را حل می کند. برای اتخاذ تصمیم عاقلانه فرد مراحل زیر را مورد توجه قرار می دهد:
1- جستجوی راه حل های گوناگون و متعدد می پردازد.
2- راه حل احتمالی را دقیقاً مورد ارزیابی قرار می دهد و عواقب احتمالی هر کدام را در رسیدن به هدف هایش پیش بینی می نماید.
3- بهترین راه حل را که احتمالاً فرد را به هدفش خواهد رسانید برمی گزیند.
شفیع آبادی (1381) معتقد است قدرت تصمیم گیری8 فرد با چگونگی شغل او رابطه دارد یعنی افرادی که قدرت تصمیم گیری بهتری دارند در ارتباط با خصوصیات خود مشاغل مناسب تری را انتخاب خواهند نمود. از طرفی به زعم تیدمن تصمیم گیری شغل دارای فرآیندی به قرار زیر می باشد:
مرحله اول: آگاهی: در این مرحله فرد آگاهی پیدا می کند که در این مقطع از زندگی انجام یک تغییر یا تصمیم ضرورت دارد.
مرحله دوم: خود ارزیابی: در این مرحله فرد ارزیابی می کند که با اتخاذ تصمیم مورد نظر خود به چه اهدافی خواهد رسید.
مرحله سوم: اکتشاف: در این مرحله فرد به جمع آوری اطلاعات درباره مسأله تصمیم گیری و همچنین ویژگی های فردی خود می پردازد.
مرحله چهارم: تلفیق: در این مرحله فرد میان داده های جمع آوری شده درباره خود و موقعیت تناسب برقرار می کند و به تحلیل آنها می پردازد مثلاً از خود می پرسد با توجه به خصوصیاتی که من دارم کدام رشته تحصیلی برای من بهتر است؟
مرحله پنجم: تعهد: در این مرحله فرد خود را متعهد به اجرا و انجام تصمیمات می کند و مقدمات ورود به تصمیم و عملی کردن آن را فراهم می کند.
مرحله ششم: انجام: در این مرحله فرد برای انجام تصمیم خود یک برنامه ریزی جامع انجام می دهد او به مسایلی از قبیل چه چیزی را انجام دهد، چه موقع انجام می دهد و چگونه انجام می دهد می پردازد.
مرحله هفتم: ارزیابی مجدد: در این مرحله تصمیمات فرد بازبینی می شود و اگر تغییرات جزئی در آن لازم است انجام می گیرد، به هر حال این بدان معنی نیست که تصمیم اولیه ما ناقص بوده است بلکه همیشه باید بخاطر داشته باشیم که در یک جهان در حال تغییر زندگی می کنیم.
با توجه به فرآیند فوق و تحقیقات انجام شده درباره نقش و اهمیت مهارت های تصمیم گیری والدین با آموزش گام به گام مهارت های تصمیم گیری می توانند کودکان را برای اتخاذ تصمیمات مهم زندگی به خصوص انتخاب شغل آماده کنند.
شفیع آبادی (1381) نظریه روان شناسی انفرادی آدلر9 را در حوزة شغلی و انتخاب شغل بسط می دهد. آدلر معتقد است که آنچه افراد از کودکی خود بخاطر می آورند قویاً بر مسائل شغلی در زندگی آینده آنها تأثیر می گذارد. وی معتقد است که خاطرات اولیه افراد در سه گروه روان شناسی بالینی، دندانپزشک و وکیل مانند مشاهدات آنها درباره روابطی که با خاطرات اولیه در مورد انتخاب شغل