جامعه شناسي کار و شغل و مکاتب روانشناسي صنعتي، مفهوم کار، طبيعت و ماهيت آن، کارکردها، آثار و نتايج آن، عوامل موجده و متغيرهاي تاثيرگذار بر آن و نقشي که کار، توليد و آفرينندگي در حيات اجتماعي انسان ها ايفا مي کند از ابعاد و جهات مختلف مورد تدقيق و تحقيق قرار گرفته است.
انتخاب شغل و آمادگي براي اشتغال يکي از مهمترين تکاليف مربوط به دوران رشد است که نوجوانان و جوانان در جوامع مختلف، بويژه در جوامع صنعتي، با آن مواجه مي شوند. اگر چه اين مساله هميشه براي
پسران مصداق داشته، اما شواهدي وجود دارد که سالهاي اخير براي دختران نيز اهميت پيدا کرده است. عوامل اقتصادي و اجتماعي، بين تجربيات روزمره نوجوانان و دنياي کار فاصله انداخته است. يکي از مهمترين عوامل اجتماعي که بر آرزهاي شغلي نوجوانان تاثير مي گذارد خانواده است. آرزوهاي شغلي نوجوانان و جوانان با خواسته هاي والدين آنان براي موفقعيت هاي شغلي فرزندانشان رابطه دارد.
به نظر مي رسد که مادران و پدران اثرات متفاوتي بسته به سن فرزندان بر ارزش هاي شغلي فرزندان خود دارند. مادراني که شاغل هستند نگرش مثبتي نسبت به کار خود، به عنوان يک زن و نيز يک نيروي کار دارند و مي توانند الگوهاي شغلي مثبتي براي فرزندان خود باشند تا آن حد که پدران بتوانند نگرش مثبتي
نسبت به زنان به عنوان نيروي کار داشته باشند. وضعيت اجتماعي و اقتصادي خانواده تاثير نيرومندي بر انگيزش والدين نسب به کار دارد که آن هم به نوبه خود بر آرزوهاي شغلي نوجوانان و جوانان تاثير مي گذارد (شفیع آبادی، 1388: 149).
تحقيقات نشان مي دهد که پدران طبقه متوسط تاثير قابل توجهي برآرزوهاي شغلي پسران و دختران خود دارند. پدران طبقه پايين تاثير کمتري دارند و بيشترين تاثير را پدراني داشته اند که وضعيت طبقه بالا را داشته و رابطه بسيار نزديکي با پسران خود دارند .همچنين تحقيقات نشان داده است که دختراني که
موفقيت هاي بالايي داشته اند رابطه خوبي با پدران خود دارند. همسالان و دوستان نيز به ميزان زيادي مي توانند بر آرزوهاي شغلي دختران تاثير داشته باشند. مطالعات نشان مي دهد که مشاوران آنطور که بايد در مشاوره شغلي موفق نبوده اند بسياري از مشاوران شغلي در مورد مشاغل زنان نگرشهاي قالبي و
جنسيتي دارند. نياز است که بر تعداد مشاوران افزوده شده و آنها را براي مشاوره و نيازهاي شغلي از جمله امکان استفاده از دستگاههاي کامپيوتري، تصميم گيري شغلي، مورد آموزش قرار دهند. طبقه اجتماعي و
اقتصادي به دلايل متعددي بر آرزوهاي شغلي دختران تاثير مي گذارند. نخست: نوجوان به طور معمول سطوح آموزشي و شغلي را آرزو مي کنند که با آن آشنا هستند. دوم : به نظر مي رسد طبقه اجتماعي-
اقتصادي امکان دستيابي به برخي مشاغل را تعيين مي کند. و سوم اينکه طبقه اجتماعي و اقتصادي بر ادراک نوجوانان از فرصت هاي شغلي موجود براي وي تاثير مي گذارد.
به دلايل زيادي طبقه اقتصادي- اجتماعي پايين تر احتمال کمتري، براي دستيابي به مشاغل طبقه بالاتر را دارا هستند از جمله اين دلايل عبارتند از: تحصيلات پايين، فرصت هاي کمتر براي آموزش پيشرفته به علت تحصيلات پايين و محدوديت هاي مالي و عدم آشنايي با مهارتهاي اجتماعي و ارزشهاي طبقه متوسط.
هوش و استعداد نيز به نوبه خود بر آرزوهاي شغلي نوجوانان تاثير گذار است. تحقيقات آشکار ساخته که نوجوانان باهوش تر، آرزوهاي شغلي و آموزشي بالاتري نسبت به همسالان کم هوش تر خود دارند. احتمال کمي وجود دارد که اين در مورد دختران صحت داشته باشد، همچنين نوجوانان باهوش تر تصميمات شغلي واقع گراتري مي گيرند، يعني احتمال بيشتري وجود دارد که مشاغلي با توانائي ها، علايق وفرصتهاي شغلي خود انتخاب کنند. نوجوانان امروز اغلب نسبت به شرايط و فرصت هاي شغلي يا بي اطلاعند يا اطلاعات نادرست دارند. آنها همچنين در مورد مهارتها و علائق خودشان و فرايند تصميم گيري شغلي اغلب بسيارکم ميدانند (ایران محبوب و طاهریان فرد،1383). علاوه براين وضعيت اقتصادي موجود بسياري
از کشورها بر نوجوانان فشار مي آورد تا هر شغلي بدست آورند. در جامعه ما به طور عموم برنامه ها دبيرستاني و دانشگاهي با توجه به آموزش شغلي افراد نوجوان طراحي نشده است به جز دبيرستان هاي فني تاکید اصلی آموزش بر باسواد کردن افراد متمرکز است. برخي انتقاداتي که از نظام آموزشي مي شود اين است که فارغ التحصيلان مدارس و دانشگاهها، مهارتهاي شغلي و مناسب بازار را فرا نمي گيرند بسياري از دانش آموزان بين برنامه هاي تحصيلي خود و مشاغل آينده رابطه اي نمي بينند، همچنين باعث شده است
که آنها در انتقال از نقش دانش آموز به نقش نيروي کار مشکلاتي داشته باشند. بسياري از اين مشکلات در صنعتي شدن فرايندجوامع ريشه دارد.
مطالعات انجام‌شده نشان مي‌دهد كه جوانان تصوير روشني از شغل آينده ندارند بر اين اساس بر آن شديم تا در پژوهش حاضر به بررسي آرزوهاي شغلي دختران شهرستان انديمشك بپردازيم
1-3 اهميت و ضرورت پژوهش
دانشآموزان دوره متوسطه چون با انتخاب شغل و اشتغال فاصله چنداني ندارند مقدمات اشتغال آنان بايد فراهم شود. در پايان اين دوره دانشآموزان بايد با توجه به آموخته هايشان بتوانند به بازار کار وارد شوند و مسئوليت شغلي را بپذيرند و زندگي مستقلي را آغاز کنند. دانشآموزان در اين دوره بايد اطلاعات دقيقتري درباره خصوصيات خود و مشاغل کسب کنند و با امکانات و فرصت هاي استخدامي جامعه بخوبي آشنا شوند. اطلاعات شغلي در دوره متوسطه بايد دانشآموزان را به اشتغال و انتخاب شغل بطور جدي علاقمند سازد و آنان را به تفکر درباره مشاغل ترغيب کند تا مناسب ترين شغل را برگزينند (شفيعآبادي، 1388: 127).
انتخاب شغل فرآيند مهم و پيچيده‌اي است که به عوامل متعدد بستگي دارد. انتخاب شغل براي هر فرد يکي از مراحل مهم زندگي اوست که جريان زندگي وي را شکل داده و آنرا هدفمند مي‌کند. انتخاب شغل جريان مستمري است که در يک دوره طولاني- نه در يک لحظه- به وقوع مي‌پيوندد. عمل انتخاب مستلزم آن است که فرد احتياجات را